راهکارهای خلاقانه

شکی نیست که همه افراد موفق پس از پشت سر گذاشتن دوره های سخت و طاقت فرسای زندگی توانایی عملی کردن اهداف خود را بدست آورده اند. هر گونه شکست، سختی، و مشکل می تواند به منزله سرآغاز ایجاد ابداعات و اختراعات شگرفی به شمار رود. باید توجه داشت که "نیاز" سرچشمه هر گونه نوآوری و اکتشاف است. اگر احساس می کنید در زندگی خود به بن بست رسیده اید باید بدانید که در مکان مناسبی برای افزایش خلاقیت خود قرار دارید، پس دست بکار شوید و از تنگاهای موجود به نفع خود بهره برداری کنید.  

1- خشم خود را در آغوش بگیرید.

در مقالات و نشریه های مختلف به وفور می خوانیم که شاد بودن یکی از ارکان زندگی افراد موفق است. اما چگونه می توان خشم را مهار کرد و به واسطه آن به آرامس دست پیدا کرد؟ باید سعی کنید که حتی در بدترین شرایط هم خونسردی خود را حفظ کنید. از امروز تصمیم بگیرید که در برابر مشکلات از خود عکس العملی کاملاً متفاوت نشان دهید. این کار عملی نخواهد شد مگر با کمک گرفتن از نیروی بالقوه خلاقیت.

۲- اجازه دهید ذهنتان آزادانه پرسه بزند.

در حقیقت شما به هر چه که فکر کنید ناخودآگاه آنرا به زندگی خود دعوت کرده اید. قدرت تخیل خود را تقویت کنید، به افکار مثبت دامن بزنید، و خوبی ها را در کائنات منعکس سازید. با استفاده از خلاقیت بهترین امکانات و شرایط ممکن را برای خود به تصویر بکشید.

۳- نواختن یک ساز را یاد بگیرید.

تحقیقات علمی اثبات کرده اند که گوش دادن به موسیقی سبب التیام آلام و کاهش استرس می شود. کارشناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که موسیقی فعالیت اعصاب مغزی را افزایش داده و در نتیجه میزان خلاقیت و نوآوری افراد را بالا می برد. هنگامیکه فرد خودش شخصاً سازی را می نوازد، آرامش او افزون شده و ذهنش با فراخ بال بیشتری به تفکر واداشته می شود.

۴- دنیای اطرافتان را آبی کنید.

در مورد روانشناسی رنگ ها چه اطلاعاتی دارید؟ رنگ آبی تداعی گر آسمان و دریاست که هر دو مظهر آرامش، برکت، و وجود نیروی برتر هستند. از این گذشته روانشناسان معتقدند که قرار گرفتن در محیط آبی و مشاهده مکرر این رنگ سبب افزایش و ارتقای خلاقیت افراد می شود.

۵- با افراد خلاق ارتباط برقرار کنید.

ایده های بی نظیر در خفا عملی نمی شوند. سعی کنید با افراد خلاق و فعال ارتباط برقرار کنید تا بتوانید از آنها ایده گرفته و استراتژی هایی را برای عملی ساختن افکار ناب خود پیدا کنید.

۶- سفر کنید

سپری کردن مدت زمانی به دور از خانه سبب بالا رفتن حس کنجکاوی و به منزله آن خلاقیت می شود. در سفر ذهن به آرامش می رسد و آمادگی فعالیت مجدد را پیدا می کند.

۷- سرزندگی و شادی را به زندگی خود راه دهید.

بیشتر افراد هنگامیکه در شرایط دشوار زندگی قرار می گیرند، حالت هایشان بیش از اندازه جدی می شود،  اما تحقیقات گویای این مطلب هستند که سرزندگی، تفریح، و قدری بازیگوشی مسیر خلاقیت شما را باز کرده و راه حل های بی نظیری را در پیش رویتان قرار می دهد.

+ نوشته شده توسط ملیحه بجستانی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 22:49 |
۱- مکان، مکان، مکان

بطور جدی قصد دارید به هدفتان دست پیدا کنید؟ یک محل
مناسب برای خودتان پیدا کنید. میتوانید از کتابخانه، کلاس
های مطالعه، و یا حتی یک کلاس خالی استفاده کنید.

۲- عادت کنید: به انجام روزانه تکالیف

مـطالعه دروس بطور سطحی آنهم یک شب قبل از امتحان
نمی تواند موفقیت شما را تضمین کند. سعی کنید هر روز
بـرای مطـالـعه درس هـمـان روز وقت بگذارید. از وقت اضافه
میان کلاس ها برای مـرور درس ساعت بعد استفاده کنید.

۳- کمک هست! دنبال آن بروید تا پیشرفت کنید

چه نمرات شما بالا باشد، چه کمترین نمره ها را بگیرید، باز هم تحت هر شرایطی میتوانید توانایی های خود را ارتقا بخشید. در مورد روش های یادگیری مطالب بیشتری مطالعه کنید. ارتباطتان را با اساتید و معلمان خصوصی افزایش دهید. از راهنمای مطالعه و مراکز خدمات آموزش و کمک آموزشی کمک بگیرید.

۴- یادداشت برداری کنید

از یک دفترچه یادداشت یا تقویم دیواری استفاده کنید. برای انجام تکالیف روزانه خود وقت بیشتری را در نظر بگیرید. سعی کنید تکالیف خود را زود تر از موعد مقرر انجام دهید و خودتان را برای امتحانات از قبل آماده کنید.

۵- انرژی بگیرید – غذا، خواب، ورزش

خستگی و استرس قابلیت ادراک و میزان حافظه را کاهش می دهند. غذای مناسب بخورید، به طور مرتب ورزش کنید، و به اندازه کافی بخوابید.

۶- حرفه ای عمل کنید: با آمادگی کامل سر کلاس ها حاضر شوید و از تمام مطالب یادداشت برداری کنید.

سعی کنید تا آنجایی که می توانید غیبت نداشته باشید. استفاده از یادداشت های دیگران نمی تواند به اندازه نوشته های شخصی، برایتان مفید باشد. زمان یادداشت برداری به مسائلی که روی آنها تاکید می شود و مثال های مختلف توجه بیشتری مبذول دارید. سوال پس از اتمام درس؟ بله، در پایان کلاس نزد استاد بروید و پرسش های خود را مطرح نمایید. سعی کنید تمام مطالب را به تدریج مطالعه کنید تا شب قبل از امتحان با توده ای از مطالب جدید روبرو نشوید.

۷- کنفرانس و کتاب درسی: "تصویر بزرگتر" را در نظر بگیرید

درس خواندن در دانشگاه نیازمند فهم این مطلب است که چگونه اطلاعات مختلف کنار هم جمع شده و تصویر بزرگتری را بوجود می آورند. نگاهی به خلاصه دروس، فهرست، سر فصل، عناوین و سر تیترها بیندازید تا راحت تر بتوانید اطلاعات موجود را سازماندهی کنید.

۸- کاری کنید تا مطالب کلیدی در ذهنتان باقی بمانند

فعال باشید! برای خودتان مثال بیاورید، از روش های تقویت حافظه استفاده نمایید، خلاصه برداری کنید، لغات کلیدی را به خاطر بسپارید، زیر مطالب مهم خط بکشید، و در حاشیه کتاب نکات مهم را یادداشت کنید. سعی کنید درس را برای خود جذاب کرده و از قدرت خلاقیت بیشتری استفاده کنید.

۹- فکر می کنید نکات کلیدی را فراموش نمی کنید؟ ثابت کنید

اصلاً مهم نیست که تا چه اندازه به طور قابل قبول متوجه مطلبی می شوید، در هر صورت اگر آنها را مرور نکنید از یادتان می روند. پیش از امتحان، نکات مهم را بدون اینکه به یادداشت ها و کتاب و جزوات نگاه کنید، در ذهنتان مرور کنید. می توانید به پرسش های آخر هر فصل نیز مراجعه کرده و بدون کمک گرفتن از کتاب، به آنها پاسخ دهید.

۱۰- خودتان را برای هر مدل امتحانی آماده کنید

تا جایی که ممکن است سعی کنید نوع امتحان توانایی های شما را محدود نکند. خودتان را برای هر مدل امتحانی آماده کنید ( به عنوان مثال امتحان تستی). دستور العمل انجام امتحان را به خوبی مطالعه کنید و ببینید که برای پاسخ دادن به هر سوال چه مدت زمانی در نظر گرفته شده. از پرسش های آسان تر شروع کنید تا اعتماد به نفستان افزایش پیدا کند.

+ نوشته شده توسط ملیحه بجستانی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 22:44 |
روز اول

از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي.
روز دوم

سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي.
نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي.
بايد به كارت ايمان داشته باشي.
يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند.
روز سوم

همه چيز را همانطور كه هست بپذير.
خواستن تنها، چيزي را تغيير نمي دهد.
خواستن، باد را از وزيدن باز نمي دارد و برف را به آب نبات تبديل نمي كند.
اگر مي خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.
روز چهارم

تمرين كن تا از درون شاد باشي.
اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم بگيرند.
خودت رئيس كارخانة شادي سازي باش.
روز پنجم

ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن.
تلاش كن، اما نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند
براي ابر چه فرقي مي كند باد از كدام سو بوزد.
چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف مي كني؟

روز ششم

وقتي تصميم به انجام كاري مي گيري،
از خود نپرس : من چه مي خواهم ؟
بلكه بپرس : چه كاري به نفع همه است ؟
اگر به فكر منافع ديگران باشي، ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي.
روز هفتم

هنگام تصميم گيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد شد؟
پرسش درست اين است كه : چه كاري به نفع همه است؟
خانه زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند.
روز هشتم

وقتي كار به مشكل مي خورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را،
انسان وقتي شنا ياد مي گيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم

براي موفقيت در هر كار،
بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي.
آن گاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي داري،
بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري.
روز دهم

اگر طرحي در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر مي كردي،
دلسرد نشو.همه چيز اين دنيا همين طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي.
روز يازدهم

مشكلات ما را قوي و به سمت
پيروزي هاي بزرگ تر هدايت مي كنند.
كوهنوردي آسان نيست، اما منظره اي هم كه
از قله كوه ديده مي شود، بسيار زيباست.
روز دوازدهم
اراده ات را قوي كن.
خود را وارد به انجام كارهايي كن كه برايت مشكل اند.
سپس آنها را با جديت انجام بده.
بعد از مدتي خواهي ديد كه اراده ات همانند
گرزي فولادي سخت و درخشان شده است.
روز سيزدهم
با انرژي كامل روي كارهايت تمركز كن.
شيشه هاي رنگي كليسا، هنگام عبور نور از آنها
بسيار زيبا و درخشان مي شوند.
كارهايت را هم اگر با انرژي انجام دهي،
شفاف و زيبا خواهند شد.
روز چهاردهم
هنگامي كه قصد انجام كاري را داري، از خود نپرس :
ديگران آن را چگونه و با چه روشي انجام داده اند ؟
بلكه بپرس : چگونه مي توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممكن انجام دهم.
اين را بدان كه همواره حقيقتي تازه در انتظار كشف شدن است.
بدون احساس وجود اين حقايق، كريستف كلمب
هرگز به آمريكا نمي رسيد و گراهام بل تلفن را اختراع نمي كرد.

روز پانزدهم

هر كاري را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژي ات را مانند ذره بيني كه نور خورشيد را متمركز مي كند،
روي موانع تمركز دهي،
هر مانعي كه سر راهت باشد خواهد سوخت.

روز شانزدهم

امروز را آغازي تازه بدان.
چرا به چيزي كه ديروز اتفاق افتاده، يا انجام شده فكر مي كني؟
زندگي رودخانه اي است كه مدام به سمت آينده در جريان است.
هيچ قطره اي از آن دوبار از زير يك پل رد نمي شود.
كار را با روشي تازه انجام بده، بهتر از هميشه.
روز هفدهم

افكار و روياهايت را بسط بده.
هنگامي كه در بيرون چمنزاري پهناور است
كه از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس كني.

روز هجدهم
نگذار افكار و ذهنياتت به صورت عادت درآيند.
سعي كن هرگز در جا نزني.هر روز از زاويه اي تازه به كارها نگاه كن.
زندگي يك صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه كن: نشانه هاي زيبايي وجود دارند كه به كشفيات تازه اشاره مي كنند.
روز نوزدهم

مهم ترين چيز احساسي است كه نسبت به كارت داري.
وجود رنگ هاي تيره در يك تابلوي نقاشي.
نشانة افسردگي نقاش آن تابلوست.
رنگ هاي روشن، حاكي از وجود روشنايي و انرژي در زندگي نقاش آن تابلوست.
هر كاري را با شادي انجام بده، تاديگران را هم شاد كني.
روز بيستم

زندگي مثل يك تاب است كه هم مي تــــــــــواند سرگرم كننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار كه تاب مي خوري احساس شگفتي كني،
لذت تاب خوردن را احساس خواهي كرد.
در زندگي هم هر بار كه كاري را انجام مي دهي،
از انجام آن شگفتي احساس كن.
روز بيست و يكم

حرف حق را بپذير و كاري به گويندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوي دود را احساس مي كني و طوطي ات فرياد بزند كه:
خانه آتش گرفت!
آيا به مهمانهايت خواهي گفت :
اين طوطي نمي فهمد چه مي گويد؟
روز بيست و دوم

عقايد را با حقايق اشتباه نكن.
حقيقت مانند دانة بادام است،
و عقايد پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقيقت هر چيز هستي،
بايد پوسته را بكني، تا خود دانه را ببيني.
روز بيست و سوم

قبل از انجام هر كار مهمي، اول ببين
چه احساسي نسبت به انجام آن داري.
آيا آن كار را مهم مي داني؟ آيا واقعي به نظرت مي رسد؟
آيا به ديگران كمك مي كند؟
روز بيست و چهارم

هنگام غليان احساسات، هيچ تصميم مهمي نگير.
در اين صورت اشتباه خواهي كرد.
اول درونت را آرام كن.
ذهن مانند يك درياچه است.
هنگام غليان احساس، درياچه مواج است.
درياچه هنگامي نور ماه را منعكس مي كند كه آرام باشد.

روز بيست و پنجم

هنگام مواجه شدن با مشكلي يادت باشد كه حتماً راه حلي وجود دارد.
زيرا هر چيز با جفتش به وجود مي آيد.
بعد از هر سقوطي ، صعودي و بعد از هر شبي، روزي وجود دارد.
ذهنت را روي راه حل ها متمركز كن.
براي بيرون آمدن از يك اتاق بايد در را پيدا كني،
نه اين كه به ديوارها فكر كني.
روز بيست و ششم

همواره از نعمتهايي كه زندگي به تو بخشيده است،
شاد باش و به خاطر آنچه كه نداري گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هايي ساخته مي شود كه در دسترس اند،
نه با سنگ هاي حياط خانة ديگران.
روز بيست و هفتم

سعي كن مثل ماشين خرابي كه خاموش نمي شود،
دائماً در حال عذرخواهي نباشي.
با اين كار توجه ديگران را به اشتباهاتت جلب خواهي كرد.
تلاش كن كه بهترين را انجام دهي.
آن گاه لبخند بزن و حركت كن.
تنها خداوند كامل است.
روز بيست و هشتم

هر كار خيري كه در اين دنيا انجام دهي،
بيش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد،
به تو قدرت و انرژي و درك بيشتر خواهد بخشيد.
اگر خودت نقاشي كني،
ديگران از تماشاي آن لذت خواهند برد.
ضمن آنكه در حين كار
تجربه ات هم در نقاشي بيشتر شده است.
روز بيست و نهم
براي عمل كردن از درونت فرمان بگير.
براي تفكر از درونت راهنمايي بجو.
زيرا درك و آگاهي را بايد دريافت كني
و نمي تواني خودت خلق كني.
زمين هنگامي گرم مي شود كه
به سمت خورسيد متمايل باشد.

روز سي ام

هر چيز كه راست و درست باشد،
به نفع تو و ديگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر كس مي داند كه
چه چيز به تو شادي واقعي مي بخشد.
آيا يك گياه مي فهمد كه باد، آن را تقويت مي كند
يا باران ملال آور باعث
رشد گل هاي زيبا مي شود.
روز سي و يكم

هرگز مغرور نشو،
زيرا غرور ميكروبي كشنده است.
غرور به تدريج عقل را زايل مي كند
و باعث مي شود هيچ كاري را بدرستي انجام ندهي.

+ نوشته شده توسط ملیحه بجستانی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 23:45 |

زندگی در لحظه حال

زندگی چیزی جز همین حالا نیست. پس چرا اکثریت افراد در گذشته یا آینده سیر می کنند؟ پاسخ این سئوال فقط  فقدان یا کمی آگاهی است. آگاهی دارای مراتبی است که یکی از آنها درک زمان حال و زندگی در آنست. مایستر اکهارت عارف آلمانی می گوید: ابدیت در دل لحظه حال است.

 باید به وضوح دریابیم که هر لحظه ای فقط همین زمان حال است. اگر مواظب این لحظه باشیم مواظب سراسر آینده خود نیز بوده ایم و آنرا تنظیم کرده ایم. زندگی در زمان حال باعث شور و شعف و شادی می شود  و اگر تحت تاثیر گذشته باشیم درد و رنج را برای خود مهیا کرده ایم. فردی که در زمان حال زندگی می کند و فقط مراقب این لحظه است هیچ نگرانی برای سایر لحظات زندگی ندارد. بجز لحظه حال چه لحظه دیگری وجود دارد که باید نگران آن بود و از آن مراقبت کرد؟

اکثر افراد رسیدن به این مرتبه از آگاهی را کاری بسیار سخت می شمارند.  قراردادهای ذهنی ما که از مفاد ضمیر ناخودآگاه ما ناشی می شوند سختی و آسانی و اندازه و حجم کارها را برای ما تعیین می کنند. این چیزی جز قضاوت و مقایسه براساس اطلاعات نیست. اگر معیار تغییر کند نتیجه مقایسه و قضاوت هم تغییر می کند. بهتر است با این دید به این موضوع نگاه کنیم که اصولا کار آسان یا به اصطلاح مجانی در این عالم وجود ندارد.  تمام کارهایی را اکنون شما با تسلط و مهارت بخوبی انجام می دهید یا از آنها بعنوان کار ساده یا روتین یاد می کنید زمانی بسیار شاق بوده یا هم اکنون برای برخی دیگر کاری دشوار است. تمرین و تکرار و انگیزه شما که تحت سایه نوعی آگاهی بوده است آن کارها را برای شما مانند آب خوردن نموده است. همانطور که در مباحث قبلی گفته شد آیا اولین باری که خواستید بند کفشتان را ببندید یا دوچرخه سواری یا رانندگی یاد بگیرید یا خود را به مسواک زدن عادت دهید اینکارها  آسان و عادی بود؟ اکنون اینکارها در نظرتان چگونه است؟ اکنون مغز شما باور کرده است که کارهای فوق هم آسان و هم مفید است بنابراین باور محدود کننده ای در ضمیر ناخودآگاه  وجود ندارد که این کارها را در نظر شما سخت جلوه دهد. کنترل ذهن و زندگی در لحظه حال نیز از این قاعده مستثنی نیست. با تمرین آگاهانه می توان به این موفقیت دست پیدا کرد.

یکی از راههای زندگی در لحظه حال  رها و شناورشدن است که پایه و اساس حالاتی مانند مراقبه و مدیتیشن را تشکیل می دهد. تعبیر مولوی از این نکته غریبه شدن یا گم شدن است که همان رهایی از محسوسات رنج آور است. بهمین دلیل است که نوآوری و نو اندیشی همواره جذابیت داشته و باعث شادی می شود. نو اندیشی منتهی به خلاقیت را می توان با تغییر مسیرهای تکراری  و ایجاد تنوع و تغییر محیط براحتی بدست آورد.

در علم روانشناسی موفقیت امروز تکنیک زیبایی وجود دارد که دیدار با سرنوشت یا از آینده شروع کردن نام دارد. در این تکنیک که توام با تجسم خلاق است فرد می آموزد که در لحظه حال فقط روی هدف نهایی خود تمرکز کند و به علائم و شرایط و چگونگی و همچنین تاثیرات گذشته (مفاد ضمیر ناخودآگاه) کاری نداشته باشد.

زندگی در لحظه حال همان بروز رسانی خود و بینش خود است. یعنی نگرش جدید که به استدلال و رفتار جدید منتهی شود. تمام گله ها و شکایات و ناراحتی های ما چیزی جز گذشته پردازی و ناتوانی برای زندگی در لحظه حال نیست. فردی که در لحظه حال زندگی می کند برای گله و ناراحتی و رنج وقت ندارد. ممکن است بپرسید اگر آن ناراحتی ها براساس واقعیت باشد آنوقت چه؟ پاسخ اینست که زندگی در لحظه حال به معنای حذف واقعیات نیست بلکه به معنای تغییر در نگرش و قضاوت نسبت به آنهاست. بطور مثال فردی که از مرگ یکی بستگان خود ناراحت است گذشت زمان و فراموشی (که در اینجا نعمت است) باعث تحمل این درد برای او می شود و این فراموشی چیزی جز جایگزینی دیدگاه جدید(بروزرسانی) نیست. مشکلاتی مثل افسردگی-نومیدی-دلسردی-تنفر و سایر عواطف منفی چیزی جز در گذشته زندگی کردن و گرفتن تاثیرات نامناسب از گذشته نیست. فردی که در زمان حال زندگی می کند از مشکلات فوق معاف است و خود را از شادی های زمان حال محروم نمی کند.

همانطور که قبلا گفته شد ذهن دارای سه بخش خودآگاه(ارادی)- ناخودآگاه(غیر ارادی) و ابرآگاهی(ذهن خالص) می باشد.  زندگی در لحظه حال با رسیدن به مرحله ابرآگاهی امکانپذیر است. یعنی مرحله ای که در آن لحظه حال بدور از تاثیرات ناخودآگاه مورد ادراک قرار می کیرد.

مهمترین فواید زندگی در زمان حال احساس خوب-شادی-سلامتی بیشتر -تمرکز -وسعت نظر-احساس قدرت-بیدار شدن نیروهای پنهان- افزایش سطح ارتعاشات انرژی-محدود شدن درد و رنج و احساسات منفی و نهایتا نبوغ می باشد. 

یکی از صفات انسان تاثیر پذیری است. کاربرد این صفت یادگیری، تطابق ُ تغییر و توسعه در انسان است که می تواند هم مثبت و هم منفی باشد. تاثیراتی را که انسان می پذیرد به چهار گروه اصلی تقسیم می شود. این تقسیم بندی در اصل روحیات ملل و اقوام را تشکیل می دهد:

1-تاثیرات ژنتیکی

شامل تمامی عوامل وراثتی که از والدین و یا نسلهای قبل به فرد منتقل می شود.

2-تاثیرات تاریخی

شامل وقایع ادوار مختلف تاریخ مربوط به فرد که در بلند مدت ژنتیکی شده و بر رفتار و روحیات وی تاثیر می گذارد.

3-تاثیرات آب و هوایی

شامل شرایط اقلیمی و آب و هوایی که در رفتار و و روحیات و شکل فیزیکی فرد تاثیر دارد.

4-تاثیرات محیطی

شامل محیط تربیتی و اجتماعی فرد که دوره های مختلفی داشته و ضمن شکل دادن به شخصیت فرد و فرهنگ و آداب ، بر روحیات و رفتار وی نیز تاثیر گذار است.

امروزه ثابت شده است که حتی اجرام آسمانی و تمامی عناصر موجود در زمین هم بر روی فرد تاثیر گذار است.(مباحث قوانین طبیعت ،ستاره شناسی ، طالع بینی و...)             

                                          آنچه در ضمیر ناخودآگاه ثبت شده و ملاک عمل و رفتار فرد است بیشتر از تاثیرات محیطی نشئت می گیرد. سایر عوامل فوق نیز به این موضوع کمک می کنند.                                                                        آیا این تاثیرات درصد کامل یا عمده ای را در زندگی هر فرد تشکیل می دهند؟ اگر پاسخ مثبت باشد پس همه چیز جبری است و نقش اختیار و اراده و انتخاب کمرنگ می شود. اما علم روانشناسی موفقیت برای همه این تاثیرات درصد پائینی قائل بوده و هیچیک از آنها را بعنوان مانعی برای خلاقیت محسوب نمی نماید و برای انسان قابلیت تغییر و پیشرفت را در هر شرایطی امکانپذیر می داند. اکثر افراد نوع و شرایط محیط زندگی خود را بهانه ای برای عدم کامیابی خود ذکر می کنند. این تاثیرات را می توانیم به اطلاعات اولیه موجود در درایو سی کامپیوتر تشبیه کنیم که مانع ثبت و گسترش سایر اطلاعات نمی شود. شرایط نامساعد زندگی را هم می توان به موانعی تشبیه کرد که یک دونده مصمم هر طور شده از روی آنها می پرد و اهداف خود می رسد.                                                    توانایی های انسان نامحدود است. انسان می تواند با وجود تاثیرات فوق با قدرت تخیل خود به گذشته و آینده سفر کند و با قدرت فکر خود چیزهایی را بسازد که در گذشته اصلا وجود نداشته است. تمامی اختراعات و تکنولوژی بشر ابتدا در ذهن خلق شده و سپس در دنیای خارج پدیدار گردیده است. همانطور که تاثیرات منفی ممکن است فرد را سرد و نا امید کند، تاثیرات جدید مثبت هم می تواند از وی فردی سالم و پرتوان بسازد.                                                                  تاثیرپذیری نیز به مانند سایر صفات و توانایی های انسان نیاز به مدیریت صحیح دارد. اگر در برابر پیامهای منفی مقاوم باشیم از تزلزل و شکست خود جلوگیری کرده ایم و اگر تحت تاثیر عوامل مثبت و سازنده باشیم به نتایج عالی دست پیدا می کنیم. این نوع مدیریت و کنترل و تنظیم تاثیرات همان مراقبه است. یعنی ایجاد شرایط و حالات مناسب برای کسب آگاهی که به موفقیت منجر می شود. زمانیکه قدرت بازبینی و تغییرباورهای ضمیرناخودآگاه خود را پیدا کنیم، می توانیم تاثیرپذیری خود را کنترل کنیم.                                                                        تصاویر ذهنی مثبت روی ما اثر خوبی می گذارند و بالعکس.  پس تاثیرپذیری را می توانیم تحت کنترل خود بیاوریم. این موضوع اکنون تحت عنوان تجسم خلاق، تبدیل به یک تکنیک بسیار موثر برای پیشرفت و درمان شده است.     

                                                                    نواندیشی و فکر بکر و ابداع زمانی پدید می آید که گذشته دیگر بر مغز تاثیرگذار نیست. منظور این نیست که گذشته باید کاملا پاک شود. منظور این است که از گذشته باید فقط بعنوان یک منبع اطلاعاتی (در صورت لزوم) استفاده شده و اصطلاحا کپی برداری انجام نشود. کپی برداری بیش از حد چیزی جز کهنه پردازی و درجا زدن نیست. افکار و ایده های نو به مانند امکانات و سرزمین های کشف شده جدیدی هستند که مرزها و دیواره های ذهنی را توسعه داده و قدرت های قابل مصرف برای کمال را افزایش می دهند.


دانلود فایل Power Point


http://cdn1.iconfinder.com/data/icons/prettyoffice4/64/download.png


+ نوشته شده توسط ملیحه بجستانی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 15:59 |